سفر( بخش دو )هفت

منتشرشده: مه 11, 2012 در Uncategorized

 

باز در گذر از جنگل ِ گداز 

شیشه ها را پایین می دهیم

صدای سفلیس ِ سمج به سرطان ِلزج تبدیل می شود

به ایستادن مبتلا می شویم

بیرون می خزیم از اتاقک ِ مست از نشئۀ سیگارها که  بیهوده نپاشیده دودها بر رویدادهای درون

 و پنهان می شویم دوان در پـُشتباز ِ درختان 

 گریبان ِ زندان  چاک می دهیم

    چند پنچۀ بازیگوش بر تپش ِ شاخه ها گلجوش

چشم بر آنها می دوزیم

همچنان که گوش به شیون ِ شاش ها هم آغوش 

و آنگاه ، آه ، ناگاه

جوشیده  برتکه  ریشه ایی

اشعه ای از شادی خورشید 

مار تنی بر تمنای راز 

 شرم می کنیم

مثل همیشه باز شتابان باز چاک های باز می بندیم

  سوی ِ تنهای منتظر می دویم

به درون ِ تکرار ِ جمع  می جهیم

شمع خاموش را زبانه می شویم

می گریزیم.

 

مهدی رودسری

2012-05-11

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s