تکرار ِانفارکتوس

منتشرشده: مه 27, 2013 در Uncategorized

 

در پروانه هایی که پر نیست پا هست

جاده تا پاداش به ادامه راه می یابد

من جنگلم انبوه از آغوش های بی دلیل

گاه شعری در این میانه بیدار می شود

حرف می شوید در زمزمۀ جوی بار ِ دیگر

خیس می پاشم در فاصلۀ دو درخت

روی طنابی که می گوید:

من ازبودن سرشارم ببین

 هرگز خفه ات نمی کنم

و شهامت ِ شعرها کتاب ها می شوند

گاوها به خوردن تشویق می کنند

و نشخوار ِ گاو در تصادف ِ لذت وهضم  

پروانه می شود

از هوا راه می گیرد

استشمام ِ شهر جان ِ منست

 افتاده در اتاقی بیدار می شوم

خنکای پنجره پلک بر پلکم می کوبد

پنداری در من پایی پدیدار می شود

پوشیده پر

در دور دست کسی سوت می کشد

قطاری آمادۀ گذر از تونل هاست

ساعت را برای آسودن در جنگلی

مجنون می کنم

لیلای من تویی.

 

مهدی رودسری

2013-05-27

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s