نت ها( نه )

منتشرشده: ژوئن 19, 2013 در Uncategorized

 

در به سوی او باز می شود

طبیعت ِ در  در باز و بسته شدن است

در به سوی من بسته می شود

و سرشت ِ من در پیش و پشت ِ در است

 

یک قدم مانده به در توقف می کنم

در را به تمامی در آغوش ِ چشمانم می گیرم

و فکر کن چه سخت است همیشه بر یک پا ایستادن

فکر کن چه رسالت ِ کسالت باری همواره بر یک پاشنه چرخیدن

 

در پشت ِ در عاشقی سوت می زند

جوانی من است او می شناسمش

سپس ترانه ایی می خواند که شنیده ام

عبورمی کند از در پیش از آنکه ببینمش

 

از یاد نبر ما خویشان ِ همیشه هراسان ِ یکدیگریم

که ناگهان به جاده می پریم وماشینی توقف می کند

قلب ِ انسانی میان سال به ریتم ِ لارگو *می تپد

و از ریتم ِ قلب من که آلگرو**ست دور می شود

 

از دری که باز مانده است کسی نگاه می کند

من از دری که بسته نیست عبور نمی کنم

میان سال ِ من از جوان سال ِ من معذرت می خواهد

در دوردست آژیرها سوت می کشند

 

به دریایی فکر می کنم که وسعتش وطن بود

به سویش که می دوم به دری بسته می رسم

ارکستر ِ موج ها ریتمی یکنواخت می نوازند

تصمیم ندارم ادامۀ شعر را در پشت ِ در

 

چند سوال ِ ساده می پرسد

چند چسب به زخم هام می چسباند

جز در دلم که زخمی نیست زنده هستم

دور از ساحل ِ بی سایبان ها ماهی ها بحث می کنند سال هاست

 

دری که بسته است از من عبور نمی کند

و آنکه ایستاده بود خواهد نشست و خواهد خوابید

ارکستر ِ دریا آه خسته نمی شود چرا؟

و آخرین بیت ناگهان به من مشت می زند

 

برای نمی دانم کی کجا می گویم  بگذریم.

 

مهدی رودسری

2013-06-19

 

 

*لارگو=  بسیار آهسته – ریتم ِ کند

**آلگرو= زنده و سرخوش – ریتم ِ تند

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s