نت ها ( ده )

منتشرشده: ژوئن 25, 2013 در Uncategorized

 

ساعت ها یک ساعت عقب اند

خواب می بینم که ساعت ها را یک ساعت پیش می برم

پیش از من او بیدار می شود  

به روشنای صبح دست می کشد

 

عطر صابون ساعتی می شکند  سکوت را

صدای شیون ِ آب از حمام می گوید بر پا

تو مقابل ِ آزادی دست می شویی از گریختن

از رخوت ِ ساعت ها اما پاهایی از من خسته اند

 

زمان رنگ ندارد معمولاً بو ندارد

می بلعد چون شبی مرا سرانجام که بیدارم

ساعتی از زمان که عقب مانده است

در فرود ِ بیداری چه خواب ها که نمی بینم ؟

 

کسی که فریاد می کشد  ده  نه  هشت

بیرون می آید از اتاق ِ فرمان

و رنگ های خاکستری که بی تپش اند

از انبوه ِ موهایش بیرون می ریزند

 

به تکرار ِ آرمان هایی فکر می کنم

که یک به یک از زمان عقب می مانند

و به التماس ِ عقربه ها تسلیم می شوند

سوی کلید هایی دست می برم که محزونند

 

کلافه نیستم کافی است

به شعری بیاندیشیم

 که زمان را بخواهد فقط

یک ساعت فقط  به پیش برد.

 

مهدی رودسری

2013-06-25

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s