يكى از ما ملياردها

منتشرشده: اکتبر 24, 2014 در Uncategorized

 

—————–

نيمه ديوانه نيست صادق است قبل از آنكه عاقل به نظر برسد خل به نظر نمى آد نيمه از نيمه تعريف كرد اول كه آمديم خوشم بود آمد بعد بايد روميت مى گرفتم  گرفتيم دختره خوشش نيامد نبود گفت همش حرصت تيزه رفت دومى پسر بود هم سن خودم آشنا با فلسفه سيگارى مى كشيديم اهل هنر بود خط مى نوشت سه تار مثل گيتار مى زد دود شد از بس نت نوشت سومى لزبين بود بعد بيست و چار ساله بعد من جوون اون جوون جون به سرم كرد تا با هم خوابيديم مكافات وسط دار بست معلق مى زد تا بره سيگارى دود كنه برگرده شب هاى ساحل  و خودِ ساحل و درياچه بود از ساحل و چى چى مى گن گفتن كتابه  دوده از سر كتابا بلند مى شه شد رفت كه جدا بشيم سر كرايه كه نداشتيم  هيچ كدوم البته ،،،،،

 بعدى ترياكى بود نمى كشيد آب مى كرد شربت درست مى كرد به عنوان دارو درمان مسكن مى فروخت  سينه اش خراب بود عاقل نبود يك قدم مانده به جاده چرا قضاوت كنيم گفتم جمع كن كأسه كوزتو دود با دود فرق مى كنه نمى دونى جاده به اين درازى با كوچه نمى سازه كه مى دونى جماعتِ دودى با جماعتِ هم دودى مى پره  

دودمون نادود بود دود شد رفت اگه نمى رفت دوديم مى كرد بعدى ديگه بچه ام از اونه نپرس و نپرسيدم 

 

دو ماه بعد كه بر گشتم گفت مى دونى بعدى خوبيت نداشت يا من خسته بودم ساختنى نبود بايد مى كشيديم بجه داشتيم ولى كشمون در رفت لزومى نداشت با هم بمونيم حالا دختره هجده نشده مى گه پولى كه از من قرض كردى بده می کم ندارم می گه برو جهنم گو تو هيل و دود بود و سرفه بود و يك قدم نرسيده به چراغ نه چرا بر گشتيم فكر كنم زير زمين رطوبت داره كه دخترت باهات قهره سرفه گفت  يك خواب و يك دِنه هفت پله پايين هم چپ و هم راست آشپزخونه اش اپن نیست خوبه و يك كپه اسكناس از جيبش در آورد

گفت بعدى فقط با هم بوديم روزها مى خوابيد شب ها با هم چت مى زديم چهار ماه اون تو اتاق خودش من تو اطاق خودم سر راه مستراح يا يخچال گاهى به هم مى خورديم زمان هاى نامناسب گاهى روى بالكنى سيگارى مى كشيديم فكر كنم هوانورد بود يا مى خوند رفت نپرسيدم چرا دود شد نگفت نه ما همه دوديم گفت بعدى بادامى بود نى مى زد فيس بوكش حرف نداشت تمام سايت هاى حقوق بشرى و سپيده ساداتى را يادم داد تويئت مى زد عين قنارى عين توتى جوابشو مى دادم روزى سه بار مى آمد تو اتاقم اشكالامو حل مى كرد خودشم لذت مى برد لايك و كامنتمو مديونشم پوستش ليمو انگشتاش پيانو ولش كردم نه بى خودى ولم كرد رفت دود شد حوصله دود نداشت بعضى اين طورند ديگه زندگى من مى ما حالا تو همين زيرزمينم رطوبت داره می فهمم از سرفه حالا سگى در خانه دارم دارد ،،،،،،

پول دادم گرفتم يك كپه پول سرفه كرد از جيب يكى كشيد پس داد قبل از خداحافظى به كمونيست اعتقاد داشت ليبرال شد هنوز خلق و خوى سوسيال ليبرال داره كمى عاقل كمى خل و نشاط مى فروشه با كمى سود سى ساله كه آشناست گفتم بعدى گفت نه حالاحالاها،،،،،

حالا يكى از ما ميلياردها مى ره که سيگار بخره من جهتِ  خلاف .

 

مهدی رودسری

2014-10-24

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s