قفل – کلید

منتشرشده: ژوئیه 13, 2011 در Uncategorized

قفل وکلید

 

خلوتم در است / کلیدم

داخل می شوم باز با سلام باز با

قمری فال / بال گسترده

فوران ِ فرم های نو / ناب  ناب

یادت هست حرف حرف

چال می شدیم گرم در آغوش ِ ماسه ها دریا

درست پشتِ سرم ایستاده/نیست؟ می بینی؟می بوسمت

همیشه با احساسهام اشتباه قفل می کند

می شود کلید

حالا بذار بشینیم آب و سیگار

یه خورده خفه خون / سه تار

لقمه کنیم به اندازۀ لب/ دهان و گلو

نی بزنیم نم از چتر تا دیدار

بنشینیم  دیوار به دیوار

ازکوچه تا دیدارهای دیواری

نی بزنیم نم نم.

.

 

مهدی رودسری

2011-07-13

سفر نوزده

منتشرشده: ژوئیه 12, 2011 در Uncategorized

سفر(نوزده)

برای هانا 

گرم از بعد از زمستان ِطولانی

عادی به نظر می رسد

خنکی سبزی از وسط آدمها ودرخت/عادی

خورشید ِبالای ابراخمو /عادی

عرق ِسبز/ عادی

زیر سایبان ِخنک

پیراهن کندیم/ پوشیده بودیم

بعضی ها گردنبند به گردن شبیه گردن بند

بعضی ها معشوق

بعضی بغض قورت داده

بعضی عاشق مثل بعضی وقتها که شوخی شوخی ازچشم چپت

راست چشمی پرتاب می کنی که آخ

شوخی شوخی عاشقانه بخندیم زیر جلکی

گرم به نظر می آد؟ نمی آد؟

نمی آی؟

قهوه

بریزم توش.

 

مهدی رودسری

2011-07-12