هاشور بر حاشیه ها( هفده )

منتشرشده: ژوئیه 3, 2012 در Uncategorized

 

فریاد ، همه جا

سکوت ، هیچ کجا

بر پنچ انگشت ِ حامل

میان ِ پنچ انگشت ِ حامل

نفس هیچ تنفس نمی کند

از راه ، دویدن پا نمی کشد

نمی بیند از ندویدن را چشم

از نشوریدن نمی ایستد

از موج  پس از موج می جهد

 می موجد ، می پیماید

 هیچ ماسه ازساحل

چتر ، نخل ، نقطه نمی شناسد

تا شور بنشاند

شعور معنا کند

آتش بسوزاند

سکوت بشکوفاند

که این همان پنچ انگشت ِ حامل است

 مشتاق ِاین همه جا فریاد نیست

حامل ِ اینهمه بی جا قایق و پارو نیست

تکرار ِهیس از نفس گاهیست

بی گاه  گاه گامی ست

بی نفس هیچ کجا نیست .

 

مهدی رودسری

2012-07-03

 

هاشور بر حاشیه ها( شانزده )

منتشرشده: جون 28, 2012 در Uncategorized

 

خیابانی خسته / ازدو سو بسته

به تماشای آتشی  نشسته

سرکش از آغوش ِ خانه ایی

شعلۀ مشعلی  ناهنگام

 سنجاب های ترس /  دهلیزهای پنهان /  گربه های مهاجم  /  دوستی های ناگزیرند

سایۀ ترسوی درخت ها در رقص ِ نورها

گاه می لرزند /  گاه گم می شوند

 ریزش ِ اشک های اضطراب  را فراموش  نکنید 

ازدحام  ِ هشدارها از بلندگوها

ریز ریز می ریزند

 چون طپش ِ اسامی مدفون  در شناسنامه ها

فقط پرستوها برای لانه ها دعای بقا می خوانند

از اعماق ِ صندوقی نا آشنا

 آیاتی آشنا  از روشنا می گریزند

 پر به پرهای شعله ها می سایند

در دود ِ دیوانه فرو می روند گاه

و ناگاه

چون جرقه هایی جیغ کشان دراوج هایی پنهان

ناپدید می شوند

کاش آنچه می دیدم

 قلبم می نوشت  

 و تو فراموش نمی کردی.

 

مهدی رودسری

2012-06-27