سفر( بخش دو ) هشت

منتشرشده: جون 8, 2012 در Uncategorized

 

بگذار سی – دی را خاموش کنیم

از خوب ها حرفی بزنیم

چشم ِ آماده ایی دارند

تابلو ها را حدس می زنند

موانع ِ مشکوک را می شناسند

از تمام ِ آیینه ها دیدار می کنند

وضعیت ِ اسفالت را قبل از وقوع ِ تصادف از چین و واچین ها ی جاده می فهمند

 می دانند در مسیرهدف نیست

با این همه گیرو- واگیر درگیرند

اما گیر نمی دهند

دنده عقب نمی گیرند

ناگهان پارک نمی کنند

بیرون نمی جهند از خودرو

از ما و خود فاصله نمی گیرند

تا پشت ِ درختی گم شوند

در نیمه راه و

ماه

در شورش ِ آب از آبشار

ممکن نیست که بر گردم

تنهایی عظیم اینجاست / منم

هیچ صبحی در کرانه  ایی نیست

آسمان چون مادری هزار آغوش

کودکان ِ خود را می نمایاند  /  می درخشاند

فرصتی هست تا سیگاری بکشم

با دودی که به هر سو می رود حرفی بزنم

هستم شاید

 او هستم

بنویسمش .

 

مهدی رودسری

2012-06-08

هاشور بر حاشیه ها(یازده)

منتشرشده: مِی 31, 2012 در Uncategorized

 

چرا می خوای خودتو روی این مبل ِ سفید

چرم ِ این مبل ها از پوست ِگاوهای سفید ارزان ترند

هیچ حیوانی برای این مبل ها کشته نشده اند چون گران ترند

صحبت های ساده  ،  سکوت های مشبک ، پوست های مصنوعی 

چرا می خوای رگ ِ دستتو

روی مبل ِ سخن های سفید

قطره قطره  بشکافی با شیشه  

باریده از شکاف ها شانس ِ سرخ

تلفن کنی که بیارند برانکار

وبیارند یک ماشین ِ شستشوگر

وببرند یک تن به تنهایی اضافه کنند

وبشورند یک مبل ِ سرخ

به وسعت ِ سفید ی این سکوت اضافه کنند

بعد بیعانه بگیرند از مستاجر ِبازی بعد

تا قبض ِ آمبولانس ِ قبل ازغروب ِغم

اضافه بر جبران ِ جـُرم جریمه نشه

چرا ، چون چرم

پوشش ِ مبله

فراموشی اسکلت هاهم هست.

 

 

مهدی رودسری

2012-05-30