بایگانیِ مه, 2013

تکرار ِانفارکتوس

منتشرشده: مه 27, 2013 در Uncategorized

 

در پروانه هایی که پر نیست پا هست

جاده تا پاداش به ادامه راه می یابد

من جنگلم انبوه از آغوش های بی دلیل

گاه شعری در این میانه بیدار می شود

حرف می شوید در زمزمۀ جوی بار ِ دیگر

خیس می پاشم در فاصلۀ دو درخت

روی طنابی که می گوید:

من ازبودن سرشارم ببین

 هرگز خفه ات نمی کنم

و شهامت ِ شعرها کتاب ها می شوند

گاوها به خوردن تشویق می کنند

و نشخوار ِ گاو در تصادف ِ لذت وهضم  

پروانه می شود

از هوا راه می گیرد

استشمام ِ شهر جان ِ منست

 افتاده در اتاقی بیدار می شوم

خنکای پنجره پلک بر پلکم می کوبد

پنداری در من پایی پدیدار می شود

پوشیده پر

در دور دست کسی سوت می کشد

قطاری آمادۀ گذر از تونل هاست

ساعت را برای آسودن در جنگلی

مجنون می کنم

لیلای من تویی.

 

مهدی رودسری

2013-05-27

 

سرم آه درد نمی رود

منتشرشده: مه 26, 2013 در Uncategorized

 

 

عاصی ی دو پای خسته را ایستگاه کلافه کرده

من شرقی ام در انتظار اتوبوسی سوی غرب

کلاف ِ مخم را رشته به رشته باز می کنم و نمی نشینم

فقط چند عابر که بگذرد باید برسد آن ابر

ببارد برچترم اگر فراموشی نگرفته بودم می آوردم 

تن تا به  تنهایی خیس نمی شد

 گربه ایی از نگاهم می گریزد

خیس نمی شود  اگر بگذارد بازی

برف پاک کن ها آرامند

ببارد اگر بی قرار می شوند  

چشم های راننده ها بی قرارند

پلک های بی قرار ِمن می کوبند بر هم

کاش چکش نبودند

اتوبوسی اگر برسد بر بوسه های خیس

در باز کند اگر خیس نمی مانم  

می تکانم مو دست پیش می برم

از خیسی جیب می کشم بیرون

بلیطی خیس از درز ِ تنگ ِ یک امید

عبور می دهم با آیه های خوش شانسی

که تو یادم دادی

وقتی چترم به یادگار افشاندی

و دستی تکان دادی

نگفتی نرو

و روی صندلی ی قلب من بنشین

غرب ِ سفر را نرو

راننده ایی که نگران  نی ست

 ترمز نمی کند

من خیس ِ حسرتم

کاش چترم آی

فراموشم نمی کردیم

انگار باریده ام خیسم .

 

 

مهدی رودسری

2013-05-26

نت ها ( چهار )

منتشرشده: مه 22, 2013 در Uncategorized

 

چگونه می شود شناخت کسی را که مشهور است

او در شهرها فریاد می کشد و شورت از شلوار جدا می کند

در جنگل ها داد می کشد و کلاغ ها  و سمورها می رقصند و می گریزند

در فیس بوک لب به بوسه لوس می کند و زبان را زخم می زند

و باسن ِ تی – وی ها را می لیسد وقتی که روشنند

و باسن ِ تی – وی ها

حماسۀ وزش ِ باد در کوه هاست

حماسۀ ریزش ِ افتخار از آبشارهاست

حماسۀ آلت ِ مردانه در غار ِ مغرور زن هاست

حماسۀ قاشقی که چشم از حدقه بیرون می اندازد

حماسۀ هواپیمای بی راننده ایی که هزار بمب می راند

حماسه فقط همان حماسه ها نیست

به روح پـُر فتوت ِ همین ماشین ِ چمن زنی قسم

به چمن های سر بریده قسم

به گل های وحشی ی مینای زرد و کوکب ِبنفش که از تن جدا شده اند قسم

من اینجا نشسته ام

روبروی ترمیم ِ باغچه در ترانه هام

و به او فکر نمی کنم

که چگونه مشهور است

و مشهود نیست.

 

مهدی رودسری

2013-05-22

  

نت ها (سه)

منتشرشده: مه 22, 2013 در Uncategorized

 

چنگ ِ خبرها چون خیس می کـُند خواب را

می پـَرد می کـَند خود را می اندازد روی کتاب ها

بالش را پرت می کنم سوی کتاب ها  

تخت را بر می چینم می اندازم روی کتاب ها

از تن پیراهن از سینه دل تهی می کـَنم

چشم می گردانم از کتاب ها

او لخت می شود پنجره باز می کـُند سوی خیابان ها  

خم می شود فریاد می کشد

سرخ و آبی و زرد و سبز و بنفش

در تشت ِ پـُر خشم ِجهان ِ نا دیده ها

جهانی آمونیاکی

او فریاد می کشد

 کجایی : نیای جهندۀ ما

بیا .

 

مهدی رودسری

2013-05-22

نت ها ( دو )

منتشرشده: مه 15, 2013 در Uncategorized

 

سه صورت و یک آس

آخرین راست را دوره می کنیم

انتخاب با دور است

من چای خودم را هم می زنم شکر

تلخ ترین ایام تو همین روزهاست

میان ِ نعش ِ این همه برگۀ انتخاباتی

صندوقی که تقی با نقی آماده

گور همان قبر قدیمی ست

هر چهار سال  یک بار آه می کشد

پُر می شود پُز می دهد سیگار می کشد

سبیل تاب می دهد

ریش حنا می بندد.

 

مهدی رودسری

2013-05-15

نت ها ( یک )

منتشرشده: مه 15, 2013 در Uncategorized

 

زنی که عاشق نیست

مرد ِ خواب را زایمان می کند

پستان ِ یک گلوله در دهانش شلیک

مکیدن می گیرد

دندان به دیوار ِغار

نقش ِ فیل است

سرنیزه در قلم عصا می شود

از پله پایین می رود

آن سوی خیابان زنی شیر می فروشد

پستان درون ِ عاشق فرو می برد

و دریای بی شناور

پول

تشنگی عطش می کند

عاشق باز می گردد.

 

مهدی رودسری

2013-05-15