بایگانیِ ژوئیه, 2013

منتشرشده: ژوئیه 20, 2013 در Uncategorized

Paste a Video URL

Advertisements

خاک ِغریب ( شش )

منتشرشده: ژوئیه 18, 2013 در Uncategorized

برای خسرو

 

چترهای خیس قصه ها می گویند

از عطسه هایی که بی حوصله شلیک می شوند

از سرفه هایی که سرما خوردگی به بیمارستان می برند

از اتوبوس هایی که دیر می رسند

از نگاه های خشمگین به راننده

از چشم های ترسیدۀ راننده به زمین ِ لیز

از پنجره هایی که پلک بسته بر جاده

تا مقصرهای واقعی را تصادفی نبینند

از فراموشی ی سرایندۀ شعری عالی

که مجموعه اشعارش را هیچوقت منتشر نخواهد کرد

از آنای سرزمین های همیشه زمستانی

که طولانی ترین دلهره هاش به غم تبدیل شده

از کفش ِ واژگون در جوی

از پایی که در قایق نیست

از تنهایی یک فنجان قهوۀ مرطوب

از چتری که می خواهد دوباره خیس شود

یا هرچه می خواهی از قصه ها

خیس بشنوی.

 

مهدی رودسری

2013-07-18

خاک ِ غریب ( پنج )

منتشرشده: ژوئیه 13, 2013 در Uncategorized

 

نیمه ایی که می خواست بر گردد مرده است

امضاء خود در پاسپورت را خورده است

عکس های دیروز زیر ِحرف های خود نوشته اند :

ما سربازهای شهید ِ جنگ ِ زنده ایم که شانس آورده ایم که ناتمام مانده ایم

او از مقابل آمد

بیرون کشید از انگشت همان حلقۀ خاطرات ِ در گذشته مانده را

و بیرون کشید از کیف

فندکی که من به یادگار به او داده بودم

آتش زد و اغتشاش آغاز شد

منصرف نمی شوم از جستجوی ِ تو

کمی آب در گلوی زخمی ی کوچه می ریزم

به راستی  که تبعید ِ خون

نیمه ایی که مرده است نیست .

 

مهدی رودسری

2013-07-13

   

خاک ِ غریب ( چهار)

منتشرشده: ژوئیه 13, 2013 در Uncategorized

 

اسم های خسته  زود خود می کشند

امید به لاتاری از همین حالا صف بسته در تیترها

با سوتی های فراوانی در نامه ها می خندیم

انفجار ِ برخی خواب ها را مفسرها خوب تعبیر نمی کنند

امروز ماتیک ها به اِشغال ِ خیابان ها می روند

تو گردنبند ی می بندی با زنجیری درخشان

معتاد به معنای نویی  از موسیقی و مُهره های ارزان

و سبکی  لباس تو را می پوشد

باز قمری ها را شغال ها تعقیب خواهند کرد

باز غیاب ِ خبرنگارها با خبرها همراه می شوند

باز در زوزۀ رگ ها تقلید ِ هر قمار

کاش در جستجوی تو این لیوان ِ مقوایی سوراخ نمی شد

کاش قهوۀ تشنه از سیب ِ گلو می گذشت آسان

کاش بر می گشتی .

 

مهدی رودسری

2013-07-13

خاک ِ غریب ( سه )

منتشرشده: ژوئیه 13, 2013 در Uncategorized

 

 و نام دیگرش که نام واقعی اش را گم کرده است

در ِ ازدحام ِنئون ها و وسعت ِ ویترین ها گم است

خاطره هایش هم در حرف هایم گم اند

ارتفاع آسمان تا ما چه کوتاه

سکته و سرطان چه ارزان

مقابل ِ قاب ِ افق که آمادۀ خواب است

زنی برهنه بر سازی سیمی ناخن می نوازد

تا راه رفته را بر نگردی

چشمم از پلک ِ باز ِ پنجره عبور نمی کند.

 

مهدی رودسری

2013-07-13

خاک ِ غریب ( دو)

منتشرشده: ژوئیه 13, 2013 در Uncategorized

 

نوشته ایی از دیر باز به خودم:

مرده ام اما قلبم همیشه عاشق

بی دلیل نیست که هر غروب به سیاره ایی نامسکون سفر می کند

تا باورش کنی که هر صبح بر می گردد

پُر تپش تر از پیش

و آخرین خدا را بیرون می کشد از فلقی که دزدیده اند

از حفرۀ خون

و بر سینه اش گردنبندی درخشان انداخته اند

تا پنهان بماند آن جراحتِ  بی درمان

نظمساعت ِ نامریی

زنده به باتری ِ ریچارجبل *.

 

مهدی رودسری

2013-07-13

 

Rechargeable*

 

 

خاک ِ غریب (یک)

منتشرشده: ژوئیه 13, 2013 در Uncategorized

 

همه می دانند این آمبولانس افقی می برد عمودی را سوی بیمارستان  

زمین مسطح شده بار دیگر پایان ِ انتظار است

خار وحش ها می رویند از داخل ِ چشم ها

تو باور نمی کنی بر کتف ِ پهن ِ من

منشور ِ رنگ ها مانده از خال کوبی ی سالها پیش جشن ِآتش بازها

پیاده می دود برانکارد همراه کفش ها

لنگ است پایی که می نوازد مارش ِ بدرود

درهای اتوماتیک باز و بسته به نظر ِ توست

که جراحی شوم یا قلبم همیشه عاشق بماند

آنکه نمی داند رویای مسقفی را راهرو مسطح می بیند

خوابیده است

 یک تیغ که نمی دانست تیغ است

مرا بریده است.

 

مهدی رودسری

2013-07-13