بایگانیِ فوریه, 2013

ما را تـــُن

منتشرشده: فوریه 20, 2013 در Uncategorized

 

 شلیک می کند  

یک گلوله فقط

کیــــــــــــــــــــــــــو

اسب می ایستد

درجا سم می کوبد

پـــَـــــتـــــَــک

گلوله لا له لا له لا له لا

نمی ایستد می تازد

کیــــــــــــــــــــــــو

نمی دود می ایستد

پــتـــــــــــــــــــــــــکو

شتاب مرگ

در شب آرام خیره

 در درونم امعا و احشاء

 با لرز و ترس و ترس و لرز

جاری است جاری

قــــــــــــــــــــــــــرررررر

 خونم رواااااااااا ن  

 

به فرار معتادیم

به بازی ی اسب و گلوله

مار و نردبام

کیو پتکو کیو پتکو پتکو

گلوله ایی که می دردم  

کیو

تو شلیک کردی

 پتکو

من پشت درم .

 

هنگامه کسرائی

2013-02-19

خالی ی نگاه من ببین

منتشرشده: فوریه 18, 2013 در Uncategorized

به خالی ی نگاه من ببین

که ناگهان نگاه تو ربود و برد

کنار عکس تو کشاند که ایستاده ایی

 من نشسته دریا هم ساحل می لیسد

 

روز ِ دراز تابستان روی صورتم موی پریشان

گیسوی مِش کردۀ تو ریخته انگار

و عکاس ِ نامعلوم خود ِ خداست

که سال هاست از یاد ها رفته دارد می خیسد

 

باید بیایی خشک نیست بر نمی گردد

 

در کشویی که کلیدش با رفتن ِ تو گم شد

 قفلی شکستم و  میان ِعکس های تبعیدی

دفترچۀ قدیمی با صدها شماره تلفن پیدا شد

مثل ِسیگاری شکسته که می کشم پکرم  

دود ِ خسته به سرفه می اندازدم

 

باید برگردی به حقیقت قسم

 بین ِ این همه شماره گیجم

سیگاری روی فیلتر سوار کنی

آخرین شمارۀ خدا را  پیدا کنی

زنگی بزنیم شاید موبایل ِ جدید خریده

صافی صداش صد در صد می دانم با صفاست 

 

آه اگر بر گردی

 و شک از اشک پاک کنی

خدا را دوباره عکاس کنی

سراپا سپاس می شوم

میان ِ سرفه های پیاپی

   ساحلی آشنات می شوم .

 

مهدی رودسری

2013-02-18