بایگانیِ فوریه 7, 2013

خوابم یا بیدار

منتشرشده: فوریه 7, 2013 در Uncategorized

 

 

این هوای لعنتی  سرد است

چرا اینقدر برف می بارد

برف  می بارد

در این قرن ِ دوار

در این سرد

آوار .

 

خوابم یا بیدار؟

 کبوتر های احمق

از اتاق های مجازی

پروازمی کنند

سوی هیچ سوی  ما

و می نشینند بر بام فردا

مثل امروز و دیروز

روزها و سال های پیش

 

Nice Advisor, Your Job Alert on Monday, Tuesday, Fucking day

Job opportunities at prostitute bazaar

LinkIn, Jobs you may be fucking interested in

 

خوابم یا بیدار؟

گیجم از هجوم این همه سراب و فلز

از این پیک های  سرگردان بی همه چیز

پیام های سرد

حراج های بی سابقه

مشاغل پر درآمد آدم ها آدم

که بی تابانه منتظرند

هی نوک می زنند بر تن سرد

باور می کنم و ناباور

لبهایم باز می شوند و بسته

 

 

CareerBuilder, Career Alert, Builder Alert …at the end nothing

Mother fucker CCBBDD bullshit, Manager Ahhhh,

Systems and Development, amen

 

 

خوابم یا بیدار؟

چر این قدر سنگینم

پرواز ؟  نه ؛  رویا

گوش می سپرم

به تیک تیک ها

به هجوم ِ خستۀ  کلیک ها

به خانۀ ارزان

عشقی که دور ریخته می شود

به شبکۀ اطلاعات دیوانه

که بافت ِ خاکستری مغز را می جود

 

 

 

 

Orion Shit, New Low Home Loan Rates

Dannie Bitchy co. Valentine’s Daily Give Away!

Oh Man! Idiot, Must love me, Read Me for faster Internet

 

 

خوابم اگر بود

سبک بودم

سردم نبود

قلبم را تسلیم نمی کردم

به یک شغل ِ پردرآمد

یک خانۀ ارزان

به یک عشق     ….

کبوترها راه گم  کرد ه اند.

 

نه ، باید نباید بیدارباید

نباید؟  شوم.

 

 

2013-02-07

 

هنگامه کسرائی

Advertisements

Laid off

منتشرشده: فوریه 7, 2013 در Uncategorized

 

 

درخت های بیمار

بر می گردند از کار

درخت های ساده لوح

سبزهای بی خودی

ریاکارهای آفت زده

سخت کوش های کله شق

زودباور و احمق

ایستاده و مقاوم

برابر باد  برف

باران

کوفت و زهر مار.

 

سرفه می کنم دائم

 قدم اما تندتر می کنند

بی اعتنا به سنجاب های مضطرب

برگ می گسترانند در اعماق آسمان

زیر قدم هایشان له می شوم

 

هنگامه کسرائی  

فوریه 2013-02-07

پنچره باز بود

منتشرشده: فوریه 7, 2013 در Uncategorized

پنچره باز بود

دریا به اتاق ریخت

بیکار شدم

صدف و ستاره و عروس و ماهی فراوان

مشغول ِ بازی با خودم شدم اما

ما هر دو با خودمان بازی

تکرار ِ بازی همیشه با خودمان

برف هم که ببارد بر این بازی

آخه بی کار شدم

با دریا فرقی نداره

در یکی از شعرهای علی عبدارضایی خواندم

به کیرم اگه فرقی نداره

بذار انقلاب بشه

با دریا و برف فرقی نداره

بی کار شدن گاهی قهره

گاهی دریا بی گاه

انقلابه گاهی برف

لخت میان مردم لباس پوشیدن

سرما خوردگی رو به تعویق میندازه

مجبورم می دانم  می پوشم

و تو توی شعرم می آی

با کیر و کون و خایه و کُس

که فرقی نداره با

دریا و برف و بی کار شدن و

انقلاب

صدف و ستاره و عروس

در ماهی بازار.

 

مهدی رودسری

2013-02-07