بایگانیِ جون, 2013

نت ها ( ده )

منتشرشده: جون 25, 2013 در Uncategorized

 

ساعت ها یک ساعت عقب اند

خواب می بینم که ساعت ها را یک ساعت پیش می برم

پیش از من او بیدار می شود  

به روشنای صبح دست می کشد

 

عطر صابون ساعتی می شکند  سکوت را

صدای شیون ِ آب از حمام می گوید بر پا

تو مقابل ِ آزادی دست می شویی از گریختن

از رخوت ِ ساعت ها اما پاهایی از من خسته اند

 

زمان رنگ ندارد معمولاً بو ندارد

می بلعد چون شبی مرا سرانجام که بیدارم

ساعتی از زمان که عقب مانده است

در فرود ِ بیداری چه خواب ها که نمی بینم ؟

 

کسی که فریاد می کشد  ده  نه  هشت

بیرون می آید از اتاق ِ فرمان

و رنگ های خاکستری که بی تپش اند

از انبوه ِ موهایش بیرون می ریزند

 

به تکرار ِ آرمان هایی فکر می کنم

که یک به یک از زمان عقب می مانند

و به التماس ِ عقربه ها تسلیم می شوند

سوی کلید هایی دست می برم که محزونند

 

کلافه نیستم کافی است

به شعری بیاندیشیم

 که زمان را بخواهد فقط

یک ساعت فقط  به پیش برد.

 

مهدی رودسری

2013-06-25

 

نت ها( نه )

منتشرشده: جون 19, 2013 در Uncategorized

 

در به سوی او باز می شود

طبیعت ِ در  در باز و بسته شدن است

در به سوی من بسته می شود

و سرشت ِ من در پیش و پشت ِ در است

 

یک قدم مانده به در توقف می کنم

در را به تمامی در آغوش ِ چشمانم می گیرم

و فکر کن چه سخت است همیشه بر یک پا ایستادن

فکر کن چه رسالت ِ کسالت باری همواره بر یک پاشنه چرخیدن

 

در پشت ِ در عاشقی سوت می زند

جوانی من است او می شناسمش

سپس ترانه ایی می خواند که شنیده ام

عبورمی کند از در پیش از آنکه ببینمش

 

از یاد نبر ما خویشان ِ همیشه هراسان ِ یکدیگریم

که ناگهان به جاده می پریم وماشینی توقف می کند

قلب ِ انسانی میان سال به ریتم ِ لارگو *می تپد

و از ریتم ِ قلب من که آلگرو**ست دور می شود

 

از دری که باز مانده است کسی نگاه می کند

من از دری که بسته نیست عبور نمی کنم

میان سال ِ من از جوان سال ِ من معذرت می خواهد

در دوردست آژیرها سوت می کشند

 

به دریایی فکر می کنم که وسعتش وطن بود

به سویش که می دوم به دری بسته می رسم

ارکستر ِ موج ها ریتمی یکنواخت می نوازند

تصمیم ندارم ادامۀ شعر را در پشت ِ در

 

چند سوال ِ ساده می پرسد

چند چسب به زخم هام می چسباند

جز در دلم که زخمی نیست زنده هستم

دور از ساحل ِ بی سایبان ها ماهی ها بحث می کنند سال هاست

 

دری که بسته است از من عبور نمی کند

و آنکه ایستاده بود خواهد نشست و خواهد خوابید

ارکستر ِ دریا آه خسته نمی شود چرا؟

و آخرین بیت ناگهان به من مشت می زند

 

برای نمی دانم کی کجا می گویم  بگذریم.

 

مهدی رودسری

2013-06-19

 

 

*لارگو=  بسیار آهسته – ریتم ِ کند

**آلگرو= زنده و سرخوش – ریتم ِ تند