بایگانیِ اوت 15, 2013

خاک ِغریب( نه)

منتشرشده: اوت 15, 2013 در Uncategorized

 

دریای خاطرات ساحل ندارد

با زبان ِ سایبان ها می گوید

سایه ها در سکوت می پوسند

رویاهات را بی خیال رها کن  .

 

مهدی رودسری

2013-08-15

 

Advertisements

خاک ِغریب( هشت)

منتشرشده: اوت 15, 2013 در Uncategorized

 

با نگاه ِ کسی که همیشه پشت ِ پردۀ آشنا

پردۀ ناآشنا  نایاب است

کوچه را می بینم ازپنجرۀ خاموش ِ صبح

روزها شلوغ است

آوازی می شنوم از نت های نیم پرده

نت های اصلی ستمگرند

که گاهی مضرابی می کوبند به چشم ِ دل

مضراب ِ سنگین ِاحساس ها را

آیینه ها می دانند که سبک  می شکنند

تا بازگشت ِ تو را قطره قطره به من بباورانند

تا باور کنم که باید بروم تا خیابانی

که بی وقفه آیینه می سازد از نت های هفت گانه

می فروشد به شهیدان ؛ به زخم های پنهان

به حنجره های شش دانگی که گلوهای غربت را

عبور می دهد از راهروی بیگانه

خیالی که تنها یک در می شناسد

و یک خال بر دیوار ِاطاقی بی خاطره

که قاب ِ یک آیینه

همیشه در آن خالی ست .

 

مهدی رودسری

2013-08-15

   

 

خاک ِغریب( هفت)

منتشرشده: اوت 15, 2013 در Uncategorized

 

کودکی نمک است

جوانی گوجه فرنگی و گاهی هویج ِ دزدیده ازخرگوش ِ بازیگوش

و میان سالی فلفل ِ سبز ِ گس یا سیاه ِ گزنده

سال ها و ثانیه ها در دیگِ روبروی نگاه

روی شعلۀ زمان   سوپ ِ عمر

وقتی قاشق  به ته ِدیس ِ ته گود می خورد

وقتی ساعت از ساعت بودن خسته می شود

وقتی قلب از تپیدن بیزار

و سرانجام بالش ِ خواب از پیری سنگ

درب ِ دیگ را دیگری می گذارد و برمی گردد

 آنکه بر نمی گردد دیگریست

پاهایی روی پله ها

که به آشپزخانه دعوت می شود.

 

مهدی رودسری

2013-08-15