بایگانیِ نوامبر, 2013

خاک ِغریب( بیست و سه)

منتشرشده: نوامبر 10, 2013 در Uncategorized

 

 

آسمان می ریزد

ستاره های پاییز بر گیتار

صدای رنگارنگی از گمشدگان

در آیینه  فرو رفتگان

از  دیوار گذشتگان

حذر می کند از کپُۀ برگ ، کپَۀ مرگ

می ترسم از بادی مست و متبسم

در مرز ِ کوچه با خیابان در جدال

حذر می کنم و می آید

با کلاهی از کلمه ، یک کلام

پیچان در دایرۀ الفاظ

عصایی از آخرین سخنرانی

در میدان آن شهر ِ ناشناس

در دستی که ناپیدا و باز

می بینم که نمرده است

دعوتم می کند به قهوه

به قدم زدن تا کافۀ گفتار

باز کردن دری به باغی

که می دیدمش پیدا

و ندیده از آن می گذشتم .

 

مهدی رودسری

2013-11-10

 

خاک ِغریب( بیست و دو)

منتشرشده: نوامبر 1, 2013 در Uncategorized

 

رفت دکان ِ عینک فروشی

جیغ کشید از فاصلۀ سه متری هم نمی بیند

مثل ِ خاطره های در وطن مبهم اند

مثل ِ سیگار دود می کنند و دور می شوند

شک / ضعف / تشنگی و چیزهای دیگر

پزشک گفت  ندارم

گاهی که سرعت می گیرم به سنگی می خورم

که در راهم

پا پیچ می دهد

دست می شکند

خاک به موهایم چنگ می زند

و گاهی مشتی از آن به باد می دهد

دوربینی به چشمش داد و گفت : ببین

من فقط یک کارگرم

از این همه تابوت که روی هم چیده اند

چه می فهمی

گاهی سکوت فاصله را شفاف می بیند .

 

مهدی رودسری

2013-11-01