بایگانیِ دسامبر, 2012

تبریک ِ میلاد سال ِ نو ( دو )

منتشرشده: دسامبر 24, 2012 در Uncategorized

احمد ِ شاملو

همان سالی به دنیا آمد

که مادرم هم .

مادرم گفت: یه روز شاملو می شی

ملک الشعرا

اگه شبا زودتر بیای

مثه بچۀ آدم

صبح زودتر پاشی

سیگار بکش اما کم

روزی یه دانه دو دانه

چرا دوستات نمی خندند *

دو دستش را باز کرد بال ِکبوتر

پرواز کرد   این قدر   نمی خندند

این عکس را دارم

گفت : عرق نخور      پشتکار     نکش

گاهی به فکر ِ فقیر بیچاره ها  باش

اگه می خوای شاملو بشی

آدم باش

سرت تو کار ِ خودت باشه

دندوناتو مسواک بزن مرتب

بذار از سفیدی بدرخشه .

اگه همۀ ملک الشعرا ها  مثل ِ مادرم بودند

حالا شاعر می شدم

شاعر می شدم

می شدم .

*  یک شاعر ِ امریکایی   نامش   متاسفانه    یادم    نیست

 

مهدی رودسری

2012-12-24

 

تبریک ِ میلاد سال ِ نو ( سه)

منتشرشده: دسامبر 23, 2012 در Uncategorized

ساقی و گراناز هم  زیبا

شعرهایشان را می خوانم

مثل ِ معدود مردمی که دقیق می خوانند

لذت می برم از معدود شاعرانی

که شعر با لذت می گویند

معاصرند

هستند

 

تبریک ِ میلاد    سال ِ نو 

 

اون شعر ِ چند و  و  وو چند نقطه

کجا گذاشتم

همون   ها   همونه   مینه

ولی زیر ِ پا منفجر نمی شه

توی مغز می شینه

چادر و چتر می شه

برای عشق

باران ِ فراوان

مثه کودکی های دلپذیر قهرهای لوس

اقامت های  ناگزیر

ساعت کارهای طولانی

مثه انتظارهای  ناگریز

جنگ عدالت بعد

شبی در چادری خوابیدیم در صحرایی

فانوس های مدرنیته چشم انداز

پنجره ها گفت و گو گو در دامن ِ کوهی

همۀ شاعرها یک فراموشی ی کوچک دارند

همۀ آدم ها

یک فراموشی ی بزرگ

شاید همون   ها    همین

شعر ِ چند و  و  وو

چند نقطه

اون .

 

مهدی رودسری

2012-12-23